الجايتو در سال 1305 م آن راتكميل كرد). آن شهرك به نام او رشيديه خوانده ميشد. در تبريز هم، كه مركز بينالمللي مغولان ايران بود، شهرك ديگري به نام رَبع رشيدي ساخت، شامل 24 كاروانسرا، 1500 دكان و 30000 خانه، آسيا، گرمابه، مسجد، 9 بيمارستان (دارالشفا) با همهگونه متخصصان كه از هند، چين، مصر و شام دعوت شده بودند. در آنجا 6000 تا 7000 دانشجو بودند و چندان فقيه، كه كوچهاي به آنان اختصاص داشت، موسوم به كوچهٴ علما. آب را از سراورود1 و با كندن نهري بدانجا آورده بودند. در ربَـع رشيدي كتابخانهاي با
60,000 كتاب بود.
ممكن است نقشهٴ شهرسازي تاحدي نظري بوده، ولي ميبينيم كه در آن چندين كتابخانه، مسجد، بيمارستانها و موقوفات ساخته بود. هزينهٴ كتابت، ترجمه، تذهيب و ترسيم نقوش بالغ بر 60000 دينار شده بود.
او در زمينههاي بسيار، مطلع بود و مسلط به چندين زبان. بيشتر به فارسي مينوشت و در عين حال به عربي؛ گفته شده كه اطلاعاتي از مغولي، ايغوري (تركي)،2 عبري و حتي چيني داشت. ظاهراً احتمال كمي دارد كه او شخصاً توانسته باشد از اسناد به زبان مغولي يا چيني استفاده كند، ولي بر اهميت آنها و ضرورت در نظرداشتنشان واقف بود. در خواندن تاريخ مغولي
آلتان داپتار،3 پولاد چينگ ـ سانك و شايد غازان به او كمك كردهاند؛ همچنين از همكاري دستكم يك عالم هندي و دو عالم چيني برخوردار بوده است. بيشك از بسياري ويژگيهاي لهجههاي چيني آگاه بوده و همچنين از خطي كه براي نوشتن همهٴ آنها بهكار ميرفته است.4
با در نظر گرفتن اختلاط خارقالعادهٴ اقوام آسيا بر اثر حملهٴ مغول، كه در دورهٴ امپراتوري سلسلهٴ يوان (1280 ـ 1368م) ادامه يافت، اين مطلب كمتر ناموجه به نظر ميرسد. كافي است يادآور شويم كه ميگويند هلاكو (1256 ـ 1265 م) در فتح ايران و عراق يك هزار مهندس چيني در خدمت داشت و از سوي ديگر قوبيلاي قاآن (1257 ـ 1294م) صنعتگران ايراني را بهكار گرفت، از قبيل علأالدين و اسماعيل و پسرانشان ما ـ هوـ شا و يا ـ كو5 در خدمت مغول باقي ماندند (مقدمه 2، 1632). بهعلاوه، سنت چندزباني بودن درآسياي ميانه سابقهاي كهن دارد و گواه آن اظهارات بيروني (يازدهم ـ 1) در كتاب
الصيدنه است.